برای ظهور آقا امام زمان وسلامتی ایشان صلوات
یکشنبه 16 اسفند 1388
خبرگزاری فارس: رئیس "موسسه علوم و امنیت بینالمللی " كه از مشاوران دولت آمریكا در امور سیاست خارجی است در گفتوگویی با شورای روابط خارجی آمریكا تاكید كرد كه سایت هستهای فردو در برابر بمبارن مقاوم بوده و تنها یك حمله كماندویی برای نابود كردن آن قابل تصور است.

به گزارش فارس، شورای روابط خارجی آمریكا، در مصاحبهای با دیوید آلبرایت رئیس "موسسه علوم و امنیت بینالمللی " (ISIS) به موضوع هستهای ایران پرداخته و نكاتی را از دیدگاه غرب نسبت به این موضوع مطرح كرده است. ادعاهای آلبرایت در مورد وضعیت برنامه هستهای ایران گاه تكراری است، اما این گفتوگو حاوی نكات مهمی است كه نشان دهنده برخی برنامههای آینده غرب در قبال ایران است.
لازم است تاكید كنیم كه این مصاحبه صرفاً نظرات گفتوگو شونده و گفتوگو كننده بوده و انتشار آن در خبرگزاری فارس به معنای تایید محتوای آن نیست.
بقیه متن در ادامه مطلب
گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی كه شواهد گستردهای از تلاش ایرانیان برای توسعه كلاهكهای هستهای را نشان میدهد سوالات جدیدی را درباره برنامه هستهای ایران و راهبردهای بازدارندهای كه ایالات متحده آمریكا باید پیگیری كند، مطرح كرده است.
*دیوید آلبرایت كارشناس برنامه هستهای ایران، میگوید كه ایران این توانایی را دارد كه سلاح اتمی را در كمتر از شش ماه تولید كند.
آلبرایت معتقد است آمریكا به جای مذاكرات باید بر روی طیفی از راهبردهایی تمركز كند كه با انجام آنها، فشارها بر ایران افزایش یابد كه افزایش فشارها میتواند از طریق تحریمها، از طریق تقویت سامانه دفاع موشكی، از طریق ایجاد متحدانی در میان كشورهای عربی منطقه، فراهم كردن ضمانتهای امنیتی صورت پذیرد و در همان زمان نیز تلاش برای ایجاد ساختارهایی برای كاهش خطر این موضوع كه توانایی تسلیحات اتمی در خاورمیانه گسترش یابد، صورت پذیرد.
******
* "علی خامنهای " آیتالله العظمی ایران هفته گذشته گفت كه ایران هیچ تمایلی برای ساخت تسلیحات اتمی ندارد، گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره برنامه هستهای ایران، همانطور كه توسط گروه شما نیز منتشر شد، به وضوح با آن [گفته آیتالله خامنهای] تناقض دارد. ایران در حال چه كاری است؟
- یك چیزی كه هست آن است كه بسیاری از كارشناسان با این نظر موافق هستند كه ایران خواستار داشتن توانایی تسلیحات اتمی است، ایران میخواهد در موقعیتی قرار گیرد كه اگر تصمیم بگیرد تسلیحات اتمی بسازد، بتواند نسبتا به سرعت آن را انجام دهد. گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برای نخستین بار است كه نشان میدهد ایران در واقع در حال فعالیت بر روی سلاح هستهای خود است. در گذشته آنها از این موضوع طفره میرفتند و آژانسهای اطلاعاتی در اروپا و آمریكا درباره این موضوع گفتوگوهای زیادی داشته اند كه آیا ایران اقدام خود بر روی تسلیحات اتمی را بار دیگر آغاز كرده است. آژانس در گزارش خود گفته است: " ما نگران هستیم كه آنها براستی [این قصد] را داشته باشند. " بنابراین شما ایرانی را دارید كه با پشتكار در حركت برای افزایش دانش خود برای چگونگی غنیسازی اورانیوم است و این موضوع، این سیگنال را ارسال میكند كه اگر آنها بخواهند میتوانند اورانیوم را تا مقیاس ساخت تسلیحات غنیسازی كنند و در نتیجه شما اجماع بیشتری در این باره دارید كه آنها در حال كار بر روی سلاح اتمی هستند.
تا حدی آن زمان كه ایران این توانایی را پیدا كند كه هر وقت تصمیم بگیرد تسلیحات اتمی را بسازد، به سرعت در حال نزدیك شدن است. من فكر نمیكنم این موضوع در سال 2010 باشد اما این میتواند در سال 2011 اتفاق بیفتد.
*و اظهارات خامنهای در این باره كه آنها علاقهای به تسلیحات اتمی ندارند؟ آیا وی میتواند ذهن خود را تغییر دهد؟
- این صحیح است. در "آیاسآیاس " [ "موسسه علم و امنیت بینالمللی "] ما از آژانسهای اطلاعاتی شنیدیم كه هیچگونه شواهدی در ساختار تصمیمگیری اطراف رهبر در این باره كه آیا تسلیحات اتمی ساخته میشود، وجود ندارد
این موضوع میتواند وجود داشته باشد كه ایران در حال توسعه توانایی خود چه از لحاظ ساخت مواد منفجره اتمی و چه توانایی برای ساخت یك كلاهك هستهای قابل اطمینان باشد اما هنوز هیچ تصمیمی در این باره كه آیا واقعا آنها ساخته میشوند وجود ندارد. متاسفانه ایجاد یك سیستم تصمیمگیری در سطح رهبری میتواند به سرعت بوجود آید و سپس یك تصمیم میتواند به سرعت گرفته شود.
*هدف ظاهری برای تمامی برنامه هستهای ساختن نیروگاههای انرژی اتمی است آیا هیچگونه شواهدی برای ساختن این نیروگاهها وجود دارد؟
-شواهدی وجود دارد كه نشان می دهد آنها خواستار ساخت نیروگاههای اتمی هستند. برنامه هستهای ایرانیان در خدمت دو هدف است. یكی [هدف] غیر نظامی و دیگری تسلیحات اتمی. واقعیت تاسفبرانگیز درباره برنامه تزریق گاز به سانتریفیوژها این است كه این برنامه میتواند در خدمت هر دو هدف باشد.
پیشرفت جدید در غنیسازی آن است كه سایت اصلی غنیسازی در نطنز با مشكلاتی مواجه شده است و انتظاراتی كه ایرانیها در سال 2006 مطرح كردند را برآورده نكرده است. ایران به تولید انبوه سانتریفیوژها پرداخته است، آنها را به سرعت نصب كرده است، 9 هزار سانتریفیوژ ساخته است و فقط نمیتواند راهاندازی موفقیتآمیز این تعداد سانتریفیوژ را اداره كند.
اما متاسفانه این بدان معنا نیست كه آنها نمیتوانند اورانیوم كافی برای ساخت یك سلاح هستهای را تولید كنند چون شما برای ساخت آن [یك سلاح اتمی] به تعداد زیادی سانتریفیوژ نیازی ندارید اما اگر شما قصد داشته باشید به تولید اورانیوم با درصد غنیسازی پایین برای یك رآكتور هستهای بپردازید به 50 هزار سانتریفیوژ در حال كار نیاز دارید و من نمیدانم ایران چگونه میتواند به این نقطه برسد.
شاید آنها با یك سانتریفیوژ مدرن، یك پیشرفت غیرمنتظرهای داشته باشند اما من فكر نمیكنم آنها بتوانند از سانتریفیوژهای موجود حتی برای تولید اورانیوم كافی برای یك برنامه هستهای نیز استفاده كنند.
یكی دیگر از پیشرفتهایی كه در نطنز روی داده در گزارش اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی منعكس شده كه آنها واقعا انفصال سانتریفیوژها را آغاز كردهاند و دست كم در یك مورد آنها آبشارهای سانتریفیوژها را برداشتهاند، بنابراین شما هم اكنون با ایرانی مواجه نیستید كه در حال نصب سانتریفیوژها در نطنز است و این میتواند انعكاس دهنده مشكلاتی باشد كه آنها دارند اما این همچنین میتواند این مفهوم را داشته باشد كه ایران در وضعیتی قرار ندارد كه واقعا در حال فكر كردن درباره تولید تجاری اورانیوم با درصد غنی شده پایین است.
*مذاكرات زیادی درباره سایت غنیسازی "فردو " در نزدیكی قم وجود داشته است، این سایت تا هنگامی كه توسط غرب كشف و ایران وجود آن را تایید كند، پنهان بوده است. ایران گفته كه قصد دارد تا دو سایت دیگر در مناطق كوهستانی ایجاد كند. آنها در حال انجام چه كاری هستند؟
- سایت غنیسازی فردو احتمالا سایتی نبوده كه ایران قصد داشته به این زودیها وجود آن را آشكار كند، بنابراین من معتقدم كشف این سایت شكستی برای ایران به شمار میآید چون این سایت مكانی ایدهآل برای ایران بود تا تسلیحات اتمی بسازد. اگر سایت فردو كشف نمیشد آنها میتوانستند ساخت بمب را بدون هیچگونه خطری كه این سایت هدف بمباران قرار گیرد انجام دهند چون هرگونه استفاده از اورانیوم با درصد غنی سازی پایین توسط بازرسان آژانس بینالمللی كشف خواهد شد و سپس جهان مضطربتر خواهد شد و شانس حمله نظامی را افزایش میدهد.
فردو به اندازه كافی، هم برای بكارگیری در مقاصد نظامی و هم برای استفاده از اورانیوم با درصد غنیسازی شده پایین بزرگ است.اما هم اكنون با كشف این سایت، فردو كارآیی كمتری پیدا كرده است.
نمیتوان فردو را با بمباران تخریب كرد چون در عمق كوه حفاری شده است اما این سایت قطعا در برابر حملات كماندویی آسیب پذیر است. بنابراین اساسا اگر ایران خواستار توانایی تسلیحات اتمی باشد قصد خواهد داشت تا سایت سری دیگری ایجاد كند. در "موسسه علم و امنیت بینالمللی " [ISIS] ما معتقد نیستیم كه آنها هم اكنون در حال انجام این اقدام هستند. بر اساس شاخصهای ما كه از نگاه كردن به اطلاعات، فراهم شده است، میگوید كه آنها احتمالا نمیتوانند به طور همزمان دو فردو بسازند. بنابراین ما فكر میكنیم كه آنها هم اكنون باید سایت مخفیانه دیگری ایجاد كنند و با اقدام فوقالعادهای آن را مخفی نگه دارند.
*اكتبر گذشته، ایران پیشنهادی را به غرب داد كه بر اساس آن، ایران اورانیوم با درصد غنای پایین خود را به روسیه و فرانسه منتقل میكند و به جای آن ایزوتوپهایی را برای تاسیسات تحقیقاتی تهران دریافت كند. این پیشنهاد مورد تایید رئیس جمهور احمدینژاد بود و سپس این پیشنهاد در داخل ایران رد شد، آیا احمدینژاد تحت فشار قرار گرفت تا پیشنهاد خود را پس بگیرد؟
- یك نگرانی كه ازیك سال پیش داشتیم آن است كه ایران از دستاویز غنیسازی برای مقاصد صلحآمیز، تا 20 درصد به غنیسازی بپردازد و در مرحله بعدی تا 90 درصد كه قابل استفاده در تسلیحات اتمی است به غنیسازی بپردازد. من مطمئن نیستم كه آنها خودشان نیز بدانند چه چیزی میخواهند. آنها به اورانیوم 75/19 درصد غنیسازی شده برای راكتور تحقیقاتی خود نیاز دارند اما آنها همچنین خواستار توانایی تسلیحات اتمی نیز هستند. مسیری كه آنها از آن طریق به غنی سازی خواهند پرداخت و این نیز از طریق اطلاعاتی صورت میپذیرد كه آنها از "عبدالقدیر خان " پاكستانی بدست آوردند كه شما مرحله به مرحله به غنیسازی میپردازند. شما به طور طبیعی آغاز میكنید. شما تا 5/3 درصد غنیسازی میكنید، شما اورانیوم 5/3 درصد غنیسازی شده را گرفته و در آبشارهای سانتریفیوژی متفاوتی تزریق كرده تا مواد غنیسازی شده 20 درصد داشته باشید.
سپس شما اورانیوم 20 درصد را گرفته و آن را به 60 درصد تبدیل میكنید و اورانیوم 60 درصد غنی شده را به 90 درصد تبدیل میكنید. احتمالا ایران میخواهد كه این توانایی را داشته باشد كه تا 20 درصد غنیسازی كند و مقاصد صلحآمیز پوشش خوبی است.
در صورتی كه ایران بگوید "ببینید ما فقط در حال غنیسازی 20 درصد اورانیوم برای رآكتور تحقیقاتی خود هستیم تا ایزوتوپهای پزشكی تولید كنیم، برای اسرائیل سخت خواهد بود تا آن سایتها را مورد هدف قرار دهد.
*اما آنها بخش زیادی از اورانیوم با درصد غنای پایین خود را به نطنز منتقل كردهاند آیا این میزان برای ایزوتوپها است؟
- قطعا، آنها دو تن از اورانیوم 5/3 درصد غنیسازی شده خود را منتقل كردهاند و هم اكنون به آرامی در حال تزریق این مواد در سایت هستهای نطنز هستند. درك ایران خیلی سخت است. این كشور هرگز [مقاصد]خود را به هیچ صورتی مشخص نمیكند، بنابراین شما باید اینگونه تفسیر كنید كه آنها میخواهند پیامهای متناقضی را ارسال كنند.
*اگر شما در كاخ سفید بودید چگونه با این موضوع تعامل میكردید؟
- نخستین چیزی كه شما باید آن را بپذیرید مذاكرات است با این وجود پیگیری مذاكرات در كوتاه مدت به جایی نخواهد رسید. ایران بر روی مسیر استواری ایستاده است. این كشور دارای جنبش زیادی برای بهبود توانایی خود برای ساخت تسلیحات اتمی است.
دولت [اوباما] باید بر روی تعدادی از راهبردها كه اساسا باید با افزایش فشارها علیه ایران تمركز كند كه این افزایش فشارها میتواند از طریق تحریمها، از طریق تقویت سامانه دفاع موشكی، از طریق ایجاد اتحاد با كشورهای عربی در منطقه، فراهم كردن ضمانتهای امنیتی فراهم شود و در همان زمان نیز باید برای ایجاد ساختاری تلاش شود كه خطر انتشار توانایی هستهای در خاورمیانه كاهش پیدا كند. این اجتناب ناپذیر خواهد بود در صورتی كه ایران به سلاح هستهای دست پیدا كند، عربستان سعودی نیز به دنبال تسلیحات اتمی خواهد بود یا مصر نیز همان كار را انجام دهد. میتوان آن كشورها را از انجام این كار [دستیابی به سلاح هستهای] منصرف كرد اما آمریكا باید ایجاد ساختار امنیتی و دیگر مكانیزمها برای كاهش این شانس كه این كشورها به سمت هستهای شدن بروند را آغاز كند. شما میخواهید توانایی تسلیحات هستهای در حال رشد ایران و حتی دستیابی به سلاحهای هستهای را محدود كنید. چیز دیگر آن است كه هرگز نباید تسلیم شد. شما هرگز نباید تسلیحات اتمی ایران را بپذیرید.این خیلی مهم است كه دولت این موضوع را شفاف سازد كه تسلیحات اتمی ایرانیها غیر قابل پذیرش است و خواهد بود. حتی اگر آنها به آن دست پیدا كنند، آمریكا باید اصرار كند تا آنها تسلیم شوند. این راهبردها با دیگر كشورها نیز پیگیری شده است. این راهبرد در قبال آفریقای جنوبی نیز دنبال شده است. شما همیشه برنده نیستید و این میتواند زمان طولانی نیاز داشته باشد اما نكته آن است كه شما باید برنامه غنیسازی ایرانیان را نپذیرید.
این منازعهای طولانی مدت خواهد بود شما امیدوار هستید كه گزینههای نظامی امتحان نشوند چون در پایان جنگ، ممكن است مشكل حل نشده باشد و حتی جنگ میتواند آن را وخیم تر كند بنابراین شما میخواهید این اطمینان را ایجاد كنید كه میتوان این اقدامات را از طریق سیاستهای محدود كردن، از طریق بازدارندگی، از طریق تقویت متحدیان و اساسا از طریق محدود كردن و بازداشتن و همچنین همزمان تضعیف ایران به نتیجه مورد نظر رسید.
*آیا معتقدید كه چالش با روسها و چینیها قابل حل است؟
- روسها اخیرا این موضوع را شفاف ساختند كه آنها از آن چیزی كه در ایران در حال روی دادن است خوشحال نیستند. نگرانی آنها از آن چیزی كه ایران در حال انجام آن است در حال افزایش است.
چینیها نیز قصد دارند این تصمیم را اتخاذ كنند كه آنها میخواهند تنها باقی بمانند و آنها ممكن است تصمیم بگیرند تا آن را انجام دهند اما شیوههایی برای تضعیف ارتباط بین ایران و چین وجود دارد كه میتواند به ایران نیز صدمه بزند و برخی از این چیزها باید وارد بازی شود. یكی از آنها آن است كه برخی از كشورهای عربی كه از لحاظ نفتی غنی هستند باید افزایش صادرات نفت خود به چین را افزایش دهند تا وابستگی چین به نفت ایرانیان را تضعیف كنند. چین نیز در حال درك این موضوع است كه خطر احتمالی قطع شدن تامین نفت نمیتواند به نفع چین باشد. چین باید بهتر درك كند كه افزایش بیثباتی در خاورمیانه تاثیر بزرگی بر تامین نفت خواهد داشت كه این موضوع میتواند به منافع چین آسیب برساند.
دوشنبه 19 بهمن 1388
حضور همه ما ایرانیان غیور در راهپیمایی دشمن شکن 22بهمن برای حمایت از رهبر انقلاب اسلامی و همپیمان شدن دوباره با شهدا وامام راحل


ما همان جوانان اویل انقلابیم علی زمانمان راتنها نمی گذاریم ویک صدا بازهم ازستمگر وطرفدار ستمکار نفرتمان رااعلام میکنیم
ما دنبال رو راه امام حسین (ع) ویارانشان هستیم هیچ موجی نه سبز نه زرد نه سرخ .........نمی تواند مارا ازادامه دادن راه شهیدان وامام مان جدا کند
الهم عجل لولیک الفرج
یکشنبه 4 بهمن 1388
رئیس قوه قضاییه در جلسه مسئولان عالی قضایی شهادت مرحوم حاج قلیزاده دادستان شهرستان خوی را به محضر مقام معظم رهبری، خانواده داغدار و جامعه قضات کشور تسلیت گفت و حضور چشمگیر مردم و مسئولان در مراسم تشییع جنازه را نشاندهنده عمق وفاداری مردم به نظام و ایجاد تکلیف مضاعف دستگاه قضایی در برخورد جدیتر با اشرار و عوامل ناامنی در مناطق مختلف کشور دانست.
به گزارش ایسنا، آیتالله آملی لاریجانی با اشاره به ارزش خدمات قضات در کشور بر ضرورت حفاظت و امنیت بیشتر قضات تأکید و اظهار کرد: دشمن گمان میکند با ترور قضات میتواند در عزم دستگاه قضایی در برخورد با اشرار و عوامل ناامنی اجتماعی و بزهکاران اخلال یا تردید ایجاد کند که این خیالی باطل است و دستگاه قضایی با جرایم قاطعانهتر برخورد خواهد کرد.
وی برخورد قانونی با ناهنجاریهای اجتماعی و رسیدگی قضایی بدون درنظر گرفتن گرایشهای سیاسی را از سیاستهای اصولی دستگاه قضایی برشمرد و افزود: همانگونه که از ابتدای تصدی قوه قضاییه بر آن تأکید کردهام، برخوردهای قضایی قاطع با متخلفان و مجرمانی که قصد فتنهانگیزی در جامعه را دارند از وظایف ذاتی دستگاه قضایی است و تفاوتی هم در برخوردها وجود نخواهد داشت و ملاک، اجرای قانون است.
لاریجانی با تقبیح برخی مطالب مطبوعات که سعی در فتنهانگیزی و ایجاد شکاف در میان مسئولان نظام دارند بر ضرورت نظارت بیشتر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأکید کرد و اظهارکرد: چگونه برخی افراد بدلیل وابستگی به جریانات خاص سیاسی میتوانند با عناوین مجعول اقدام به چاپ و نشر اخبار کذب و تحلیلهای تفرقهافکنانه نمایند و با برخورداری از حریم امن اقدام به شبههافکنی در جامعه و ترویج واهی دستهبندی میان مسئولان نظام کنند.
رئیس قوه قضاییه مسئولان طراز اول کشور را از سرمایههای نظام جمهوری اسلامی ایران و یادگاران امام راحل (ره) دانست و اظهار کرد: جریان آشکاری در جامعه قصد فتنهانگیزی و ایجاد تفرقه در میان مردم و مسئولان کشور دارد و قصد دارند با ترویج برخی دستهبندیها آنان را در مقابل نظام و رهبری قرار دهند. فتنهانگیزان حتی به بزرگان حوزههای علمیه هم رحم نکرده و برخی از شخصیتهایی که نه تنها افتخار حوزههای علمیه و کشور ایران بلکه افتخار جهان اسلام هستند را مورد تعرض قرار دادهاند.
لاریجانی ضرورت وجود بصیرت در بررسی مسایل سیاسی و اجتماعی را مورد تأکید قرار داد و شبههافکنیهای اخیر برخی مطبوعات را به نفع دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران دانست و افزود: سازمان بازرسی کل کشور لازم است نظارت خود را در این بخش تقویت کند و نحوه صدور مجوز انتشارات مطبوعات را مورد بازرسی قرار داده و گزارش کند و دادستان محترم تهران هم باید با تمام ظرفیتهای خویش، به مقابله با این تخلفات قانونی برخیزد.
شنبه 26 دی 1388
باسلام...
بعد از انتخابات پر شکوه 22 خرداد 88 که بهت جهانیان را در پی داشت؛اقدامات زشت وپلید عده ای که جیره خوارجنایتکاران عالم هستند؛هم موجب ناراحتی مردم دلسوز گشت ؛وهم موجب آگاهی..آری موجبات ناراحتی را فراهم کرد چرا که عده ای بی خردبه شعور ملت توهین کردند و با عنوان کردن واژه تغلب؛فجایع بسیاری را به بار آوردند...آیاکشتن و زخمی کردن مردم بی دفاع؛خسارت به اموال عمومی و شخصی؛قطع نان مردم؛ایجاد ترس و وحشت...همه در راستای قانونمندی بود؟؟در طرف دیگر مر دم آگاه شدند چرا که آن تهدیداتی که به عنوان جنگ نرم و..می شنیدند برایشان روشن وهویدا شد؛آری مردم فهیم ایران فهمیدند که انقلابشان در خطر است انقلابی که امانت امام وشهیدان است؛مردم فهمیدند که فتنه و فتنه هاسر دراز دارد تا آنجا که عکس پیر جماران همو که وحشت را بر کاخ ستمگران انداخت را پاره کردند وسوزاندند ؛ولی مدعیان خط مام(ره) هیچ نگفتند و به بازی کثیف خویش ادامه دادند؛مردم بیدار شدند وفهمیدند که آنان که دم از جمهوری ایرانی می زنند خواهان فرهنگ بی فرهنگ غربند؛مردم آگاه شدند چرا که دیدند خون شهیدانشان در حال پایمال شدن است؛و... مردم دیدندو درک کردند و حضور یافتند؛حضور گرم مردم خوب کشورمان رادر همه جادیدندو فهمیدند ایرانی با اسلامی پیوند خورده که قرنهاست می خواهنداز بین ببرندش؛دشمنان اسلا م ؛شیعه؛انقلاب و ولایت فقیهه فهمیدند که این ملت شاگرد مکتب مرگ باعزت بهتر از زندگی با ذلت حسین زهرایند..و الگویشان در پاسداری از امام و رهبر و آرمانشان علمدار دشت کربلاست.. حالا بیایید و بزنید و بشکنید و بکشیدو مجروح کنیدو ترور کنید و تهمت بزنید...ولی راه به جایی نمی برید ؛ این ملت برایش اصولگرا و اصلاح طلب و چپ و راست مهم نیست این ملت نور چشمش ولی فقیهه ارزشمندش هست وبا خدای خود عهد بسته تا این کشوراسلامی را به سلامت به دست صاحب اصلیش امام زمان (عج) برساند حرفی دارم باسران و نخبگانی که در این امتحان مردودشدند؛با آنها که می توانستند با حرف زدنشان یاحرف نزدنشان ؛نگذارند تا ارزشها پایمال شود:شمایی که بر مرکب قدرت سوارید ومی تازیدو فراموش کرده اید دنیادار اقامت نیست وروز حسابی درراه است چگونه توانستید ابلهانه با ارزشهای ملت بازی کنید؟ چگونه نمک بیت المال را خوردید ونمکدان را شکستید؟چگونه جایی که می توانست حرفتان آتش فتنه راخاموش کند سکوت کردید تاجان مردم بهای این سکوت ننگینتان باشد؟وچراباحرفهایتان فتنه رابزرگتر کردید؟چگونه توانستیدبادروغ پردازیهایتان لقمه ای چرب برای رسانه های غربی بسازید؟؟
جوابتان را خودم می دهم؛انسان هر چه باشد خوب یا بد به ذات اصلی خود برمی گردد وشما هم بایستی یک روزی نشان میدادید ذات اصلیتان چیست؟ ودیگر هم پولهای حرامیست که خوره اید وباید روزی کثافتش را بالا می آوردید...من به سهم خودم؛نه به سهم آن مادران عزیز از دست داده؛نه به سهم آن جوانی که دو چشمش راازدست داد ؛نه به سهم آن مردی که تنها وسیله حفظ آبرویش را در آتش خودخواهی سوزاندیدونه... به سهم خودم از حقم نمیگزرم ؛اگر کاخ نشین باشید آخرالامر در بستر خاک سرد می خوابید ومن هم مانند سایرین شمارا در دادگاه عدل الهی محکوم میکنم...
سخنی با هواداران فتنه سبز:وقتی سربازپیر آمریکایی از سرما در جلوی کاخ سفید می میرد؛ وقتی جوانان آمریکایی بخاطر فرار از جنگ خودکشی می کنند ؛چطور می خواهید آمریکا شما را به آرزوهای نابتان برساند؛اگربرای آزادی شال سبز می بندید؛باور کنیدآنقدر آزادی در جامعه ی مسلمان ما هست که داداقشار مذهبی را درآورده؛باور کنید آمریکایی که از شکنجه مردم در ابو غریب و گوانتانامو لذت می برد نمی تواند دوست خوبی باشد؟نمی دانم چگونه فکر می کنید ولی مطمئنا اعتقاد دارید که آنها برای هیچکدام ازجوانان که شهید وکشته شدند اشک ماتم نمی ریزند بلکه خوشحالی می کنند؛من به عنوان یک جوان ایرانی مسلمان اعتقاد دارم که نباید ابزار دست دشمن بود و هیچ غرورو غیرتی نداشت......
خلاصه کلام بیایید حق را ببینید بانگاهی درست؛
منبع : http://besharat2.mihanblog.com/
یکشنبه 20 دی 1388
تمایل سران فتنه و طیف هایی از گروههای جبهه اصلاحات برای جلب رضایت عناصر ضد اسلام و در عین حال تظاهر به مذهب، دردسرهایی را متوجه مدعیان اصلاح طلبی كرده است. آنها از یك سو مجبورند نزد ملت ایران تظاهر به مذهبی بودن كرده و تناقضات موجود در این زمینه را توجیه كنند و از سوی دیگر سرزنش عناصر ضد دین را بشنوند كه معتقدند ضدیت با مذهب تناسبی با ابراز احترام به اسلام و عاشورا ندارد.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات دیروز بیانیه ای صادر كرد كه در آن با اشاره به هتك حرمت امام حسین(ع) در روز عاشورا آمده بود: مردم خداجوی هرگز به مقدسات توهین نمی كنند.
این بیانیه اضافه می كند: مردم خداجو از جمله معترضین، مدافع ارزشها و آزادی و كرامت انسانها هستند، ضمن آن كه هر حركت توهین آموزی محكوم است.
موسوی چند روز پس از حرمت شكنی اوباش ضدانقلاب مدعی شده بود این افراد «مردم خداجو و نخبه» بوده اند. با این وصف معلوم نیست شورای هماهنگی جبهه اصلاحات كه موسوی نامزدی اصلی آن جبهه در انتخابات به شمار می رفت، چگونه حرمت شكنان روز عاشورا و «توهین به مقدسات» را محكوم می كند؟ و آیا می پذیرد كه توهین كنندگان به مقدسات به قول آقای موسوی «مردم خداجو» بوده اند؟!
تقلای بی حاصل در این تناقض در حالی است كه محافل ضدانقلاب مدعی حمایت از جنبش سبز مكررا از حرمت شكنی در روز عاشورا استقبال كرده اند. از جمله ارگان گروهك فدائیان خلق (اخبار روز) كه برخی سران آن ارتباطات سازمانی با طیف تندرو و ضدانقلاب مدعیان اصلاح طلبی دارند، در تحلیلی تصریح كرد: عاشورای امسال عاشورای دیگری بود. كسانی به جای اینكه برای امام حسین(ع) عزاداری كنند، به خیابان آمده و علیه رژیم شعار می دادند، برخلاف حسین كه برای تسلیم به رضای خدا به میدان جنگ رفته بود.
این ارگان گروهكی با اشاره به آتش زدن قرآن از سوی آشوبگران و تاكید بر اینكه اگر سبزها به قدرت برسند قرآن را پاره پاره هم می كنند می نویسد: بیش از هزار و چهارصدسال است، اسلام و قرآن به عنوان یك دشمن ما را به اسارت كشیده است. حكایت روز عاشورای امسال مگر غیر از این می تواند باشد كه حرمت عاشورا درهم شكسته شده و قرآن سر نیزه رفته است؟ ماهیت جنبش سبز، اسطوره برانداز است. برخی سبزها به آتش كشیدن تصویر خمینی و حرمت شكنی عاشورا را توطئه رژیم می خوانند حال آن كه باید از بند اسارت خرافات دین خارج شویم. چرا باید 17بار در روز ]17ركعت نماز[ به حقارت و خواری خود اعتراف كنیم. نباید از ماهیت جنبش گریخت بلكه باید تایید و تصدیق كرد. رهایی از شریعت، ماهیت جنبش است.
گفتنی است برخی چپ های سابق و اعضای حزب توده، فدائیان خلق و منافقین (عناصری نظیر امیر خسروی، نگهدار، باقرزاده، كشتگر و...) با فروپاشی اردوگاه كمونیسم مجبور شدند در استخدام سازمان های جاسوسی آمریكایی و انگلیسی هدایت كننده گروهك های ضدانقلاب درآیند.
یکشنبه 20 دی 1388
بیانیه شماره 17میرحسین موسوی، ایشان را به عنوان یكی از ته مانده های امید غرب در درون حاكمیت ایران سوزاند. حامیان موسوی در خارج بدون تردید معتقدند او با این بیانیه خراب كرده است.
این مطلب را مهرنوش- م از عناصر ضدانقلاب مقیم آلمان عنوان كرد. وی كه دارای سوابق ماركسیستی و از مدعیان حمایت از جنبش سبز است، به صدور بیانیه 5 تن از عناصر ضدانقلاب مقیم خارج (از جمله سروش، كدیور، مهاجرانی و...) پس از بیانیه موسوی اشاره می كند و در سایت سكولاریسم نو می نویسد: بیانیه موسوی آن چنان وضع رهبری جنبش را با بحران مواجه كرده كه در خارج كشور دو بیانیه در قبال این بیانیه صادر شد، یكی بیانیه 5نفره سروش، كدیور، مهاجرانی و... و دوم بیانیه 2 نفره سازگارا و مخملباف. نكته اصلی این دو بیانیه این است كه بیانیه موسوی برای هیچ یك در هیبت كنونی آن قابل قبول نیست. این بیانیه ها در واقع برای گرم كردن خود است. رقابت در صف رهبری جنبش شدت گرفته، و 2بیانیه بعدی نشان از اختلاف حاد سیاسی در میان آنها دارد.
این عنصر ضدانقلاب می افزاید: انشقاق و انشعاب موجود نتیجه محتوم شكست یك افق سیاسی معین است كه بیانیه هفدهم موسوی نماد آن است. ادعای التزام به قانون اساسی در بیانیه دوم و سوم، حال خود افراد جنبش را نیز به هم می زند. بیانیه هایی كه این روزها تحت عناوین مختلف سبز صادر شده مشحون از زد و بند و عقب نشینی های مفتضحانه- حتی در چارچوب خود پلاتفرم آنها می باشد. در بیانیه 5 نفره این آقایان نو اندیش دینی، تأكید بر دین مداری و عاشورا بسیار شور و ریاكارانه است. آنها از یاد برده اند همین دیروز و پریروز خودشان عاشورا را به عنوان نمایش خشونت زیر سؤال داشتند ] اكبر- گاف[، خودشان چو انداخته بودند كه معلوم نیست قرآن نیز تولید خود حضرت محمد]ص[ به جای خداوندشان نباشد ] سروش[ چه شده كه امروز افراد را به صرف تعرض به نمادها و سمبل های مذهبی، تخطئه و رادیكال معرفی می كنند؟ از نظر اینها رقصیدن در عاشورای حسینی به جای سینه زنی و عزاداری تندروی محسوب می شود. یا پرت كردن حجاب در عاشورا تندروی است. كیهان شریعتمداری هم همین حرف را می زند.
این ضدانقلاب فراری همچنین می نویسد: بیانیه موسوی، ایشان را به عنوان یكی از ته مانده امید غرب در درون حاكمیت سوزاند. قسم خوردن به آمریكایی نبودن و انگلیسی نبودن در این بیانیه، حتی جیغ و داد وفاداران خود وی را نیز درآورد. رقابت در صف راهبران جنبش سبز برای جور كردن بساط یك گزینه دیگر جهت جلب اعتماد غرب یكی از دلایل ارائه این بیانیه 5 نفره است. مطمئناً تلاش های دیگری نیز در راه خواهد بود كه در رقابت بازار آزاد جنبش سبز خود را به جلو برساند و در ویترین بهتری عرضه كند. غافل از آنكه آنها هیچگاه پارتنر و شریك سیاسی غرب نخواهند بود. آنها تا آنجایی برای غرب ارزش دارند كه خشت های رژیم را سست كنند. همین!
بیانیه 5 نفره به این خاطر منتشر شده كه اینها به طور قطع معتقدند موسوی با بیانیه اش خراب كرده است.
یکشنبه 6 دی 1388
خبرگزاری فارس: حامیان موسوی با حمله به یك هیئت عزاداری در میدان جمهوری اسلامی تهران، به عزاداران حسینی كه در حال اقامه نماز ظهر عاشورا بودند، سنگ پرانی كرده و تعدادی از آنها از جمله امام جماعت را زخمی كردند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، ظهر امروز عدهای از حامیان موسوی كه با حرمتشكنی از روز شهادت سیدوسالار شهیدان و یاران با وفای ایشان، به خیابانها آمده و برخی اماكن عمومی و تعدادی خودروی عمومی و شخصی را به آتش كشیدند، با حضور در میدان جمهوری اسلامی و مشاهده برگزاری نماز ظهر عاشورا در هیئت رهپویان آل طاها، به عزاداران حسینی حاضر این هیئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگپراكنی كردند.
بر اساس این گزارش، این افراد كه نمادهای سبزرنگ نیز با خود داشتند، تعدادی از نمازگزاران را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگپراكنی به سوی "حجتالاسلام صالحان " امام جماعت این هیئت، وی را مجروح كردند.
علاوه بر امام جماعت این هیئت، تعداد دیگری از عزاداران حسینی در این هیئت نیز به جهت سنگپرانی و ضرب و شتم این افراد، مجروح شدند.
سه شنبه 12 آبان 1388
| حضرت آیت الله خامنه ای: | |
| ملت ایران فریب سخنان به ظاهر آشتی جویانه دولت آمریکا را نخواهد خورد | |
| رهبر معظم انقلاب در دیدار با هزاران نفر از دانش آموزان و دانشجویان فرمودند:تا زمانیکه آمریکا از روحیه استکباری و تهدید دست برندارد ملت ایران فریب سخنان به ظاهر آشتی جویانه را نخواهد خورد و به هیچوجه از استقلال، آزادی، منافع ملی و حقوق خود عقب نشینی نمی کند. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار هزاران نفر از دانش آموزان، دانشجویان و خانواده های شهدا، با اشاره به لزوم بصیرت برای شناخت استکبار، دولت امریکا را مستکبر واقعی در دنیا دانستند و تأکید کردند: آمریکاییها به برخی مسائل و غائله های بعد از انتخابات دل خوش نکنند زیرا جمهوری اسلامی ایران عمیق تر و ریشه دارتر از این حرفها است و نظام اسلامی بر حوادث بسیار سخت تر از این مسائل هم، فائق آمده است. مقام معظم رهبری فرمودند: آمریکاییها به برخی مسائل و غائله های بعد از انتخابات دل خوش نکنند زیرا جمهوری اسلامی ایران عمیق تر و ریشه دارتر از این حرفها است و نظام اسلامی بر حوادث بسیار سخت تر از این مسائل هم، فائق آمده است. |
سه شنبه 12 آبان 1388
| رهبر معظم انقلاب اسلامی: | |
| جوانان عامل اساسی تحقق آینده درخشان ایران هستند | |
| حضرت آیت الله خامنه ای دیدار با جوانان فرزانه را مثل همیشه بسیار شیرین و امیدبخش خواندند و تأکید کردند: جوانان نخبه و تحصیلکرده ای که فرزانگی را با تعهد و احساس مسئولیت همراه کرده اند حقیقتاً امید اصلی کشور و عامل اساسی تحقق آینده درخشان ایران محسوب می شوند. | |
| به گزارش خبرگزاری مهر، صبح امروز در دیدار صمیمانه صدها نفر از نخبگان علمی- فرهنگی کشور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، دیدگاهها و پیشنهادهای خود را درباره مسائل مختلف با ایشان در میان گذاشتند.
حضرت آیت الله خامنه ای، پس از سخنان شماری از نخبگان جوان، دیدار با جوانان فرزانه را مثل همیشه بسیار شیرین و امید بخش خواندند و تأکید کردند: جوانان نخبه و تحصیلکرده ای که فرزانگی را با تعهد و احساس مسئولیت همراه کرده اند حقیقتاً امید اصلی کشور و عامل اساسی تحقق آینده درخشان ایران محسوب می شوند. رهبر معظم انقلاب ، با اشاره به اینکه دیدگاهها و پیشنهادهای نخبگان جوان هر سال در مقایسه با سال قبل برتر و عمیق تر می شود، افزودند: این واقعیت نشان دهنده توجه جوانان به مسائل اساسی کشور و نشانه و معنای پیشرفت است و مسئولان باید با توجه به این حقایق، برای آینده برنامه ریزی و اقدام کنند. ایشان، تأکید نخبگان جوان برمسائلی نظیر ضرورت حرکت براساس نیازهای ملی و بومی، توجه به عنصر معنویت دینی، تقویت فرهنگِ صحیح نخبگی و اخلاقی شدن جامعه را نکاتی بسیار مهم برشمردند و خاطرنشان کردند: شنیدن این نکات بسیار تعیین کننده از زبان نخبگان جوان، هرانسان متفکر، آگاه و متعهد را به یقین می رساند که شجره طیبه نظام اسلامی و این جامعه اصیل، در پرتو همین پیشرفت محسوس «مادی – معنوی – علمی و اخلاقی»، حتماً به اهداف خود خواهد رسید. حضرت آیت الله خامنه ای، با اشاره به روشن شدن تدریجی برخی حقایق خاطرنشان کردند: واقعیت این است که نظام اسلامی در گذر از حوادث پرفراز و نشیب سی سال اخیر از جمله حوادث سیاسی اخیر و به علت مقاومت در مقابل هجوم بی سابقه، همه جانبه و مستمر قدرتهای امنیتی - سیاسی- رسانه ای و تبلیغاتی جهان، از نوعی مصونیت برخوردار و به مجموعه ای مستحکم و ضد ضربه تبدیل شده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی، توطئه های دشمنان ملت ایران را واقعیتی انکارناپذیر خواندند و یادآور شدند البته ممکن است کسی که در داخل، محور و هم جهت با این توطئه ها قرار گرفته، خودش متوجه این ماجرا نباشد اما این مسئله، واقعیات را عوض نمی کند. ایشان جنجال سازی و لفاظی را باعث پیچیده تر شدن مشکلات دانستند و با اشاره به برخی مسائل قبل و بعد از انتخابات افزودند: آزاداندیشی واقعی با اقداماتی مانند ایجاد کرسی های آزادِ «فکری – سیاسی» و معرفتی در دانشگاهها و بحث منطقی دانشجویان برای درک حق و حقیقت محقق می شود. حضرت آیت الله خامنه ای بحث منطقی، جوگیر نشدن و بی توجهی به تشویق ها یا تعریض های دشمنان، شنیدن سخنان مختلف، آزادانه فکر کردن و برگزیدن بهترین سخنان را مبنای پیشرفت حقیقی و عناصر آزادی واقعی دانستند و تأکید کردند: اگر غیر از این شد باید منتظر حوادث و آشفتگی ها بود همانگونه که جنجال قبل از انتخابات به جنجال بعد از انتخابات منجر شد بخصوص وقتی که دست بیگانه هم در مسائل دخالت کرد. حضرت آیت الله خامنه ای، انصاف در انتقاد را ضروری دانستند و افزودند: البته اگر صدا و سیما می توانست واقعیات و پیشرفت های کشور را بطور کامل، بدرستی و با هنرمندی منعکس کند، امید نسل جوان به آینده و خشنودی و سرافرازی مردم، به مراتب بیش از وضع فعلی بود اما بهرحال در انتقاد از هر مسئله و دستگاهی باید انصاف را هم در نظر گرفت. حضرت آیت الله خامنه ای، اصلی – فرعی نکردن مسائل را از جمله عوامل غیرمنصفانه عمل کردن برخی مطبوعات خواندند و افزودند: البته مسائل فرعی نیز کم اهمیت نیست اما در حوادث پس از انتخابات، اصل انتخابات و حضور پرعظمت و نصاب شکن مردم، مسئله اصلی و بقیه مسائل فرع بود اما عده ای با بی انصافی بگونه ای دیگر عمل کردند. رهبرانقلاب اسلامی، زیر سئوال بردن اصل انتخابات را بزرگترین جرم خواندند و با انتقاد از بی توجهی برخی به این جرم افزودند : همان فردای انتخابات عده ای بدون دلیل و استدلال، آن انتخابات عظیم را دروغ خواندند آیا این جرم کمی است. ایشان افزودند: دشمن هم از این بی انصافی حداکثر استفاده را کرد و در داخل هم عده ای که از اول با نظام اسلامی موافق نبوده اند با توجه به صحنه گردانی و میدانداری برخی از عناصر خود نظام، فرصت را مغتنم شمردند و آن حوادث پیش آمد. رهبر انقلاب اسلامی با اعلام برخی مسائل پشت صحنه، به دادن پیغام به عناصرصحنه گردان در اولین ساعات پس از انتخابات اشاره کردند و افزودند: در همان ساعات اول به آنها پیغام خصوصی دادم که شما در حال شروع برخی مسائل هستید اما دیگران از آنها سوءاستفاده می کنند و شما نمی توانید ماجرا را کنترل کنید و همانطور هم شد. در حالیکه کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج باز ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند. حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سخنانشان در نماز جمعه پس از انتخابات افزودند: ابتدا پیغام خصوصی و نصیحت لازم داده شد اما وقتی انسان ناچار می شود برخی مسائل را علناً نیز ابراز می کند.ایشان با اشاره به مخالفت و خط زدن شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر امریکا در برخی حوادث اخیر سئوال کردند: معنای واقعی این مسائل چیست؟ حضرت آیت الله خامنه ای همچنین مواجهه کردن مجموعه ای از مردم با نظام و کشور را آنهم در حالی که این مجموعه، صادقانه و بدون سوء نیت وارد میدان انتخابات شده بودند، خلافی بزرگ دانستند. ایشان درباره انتقاد از رهبری نیز خاطرنشان کردند: البته انتقادها هم اکنون نیز بیان می شود و بنده هم آنها را دریافت می کنم. ایشان، علم و تحقیق را رمز پیشرفت و اقتدار هر کشور نامیدند و خاطرنشان کردند: بیگانگان با درک این مسئله، محیط های دانشگاهی و دانشجویی را آماج توطئه قرار داده اند تا به هر شکل ممکن در روند فعالیتهای علمی اختلال ایجاد کنند و جوانان عزیز و باهوش، نگذارند این تیر دشمن، به هدف بخورد. رهبر انقلاب اسلامی، استقلال حرکات و فعالیتهای علمی – هنری و سیاسی کشور از خارج را لازمه استقلال واقعی ملت دانستند و با توصیه مؤکد به جوانان نخبه برای شکرگذاری نعمت هوش و استعداد خدا دادی افزودند: شناخت نعمت، درک الهی بودن آن و استفاده از آن در جهت صحیح، سه عنصر اصلی شکر نعمات الهی هستند. ایشان، مسئولان را هم به شکرگذاری نعمت وجود نخبگان فراخواندند و تأکید کردند: باید از مجموعه عزیز و محترم نخبگان در جهت صحیح و پیشرفت واقعی کشور بهره برد. در این دیدار همچنین معاون علمی و فناوری ریاست جمهوری و رئیس بنیاد ملی نخبگان با اشاره به برگزاری سومین همایش نخبگان جوان کشور اعلام کرد: بنیاد نخبگان برای شناسایی و حمایت مستمر از نخبگان علمی – فرهنگی – قرآنی و ادبی سراسر کشور برنامه های مختلفی را در دست برنامه ریزی یا اجرا دارد. دکتر سلطانخواه ارتقا و ثمردهی عینی تلاش های نخبگان را در جامعه محور سومین همایش نخبگان اعلام کرد و افزود: برای حمایت بیشتر از مبتکران و نوآوران لایحه ای تهیه و تقدیم مجلس شده است که امیدواریم با تصویب آن گام مهمی برای حمایت از نوآوری علمی در کشور برداشته شود. درابتدای این دیدارآقایان و خانمها: محمدهادی فروغمند عراقی – دارنده مدال طلای ملی و طلای المپیاد جهانی کامپیوتر، دانشجوی دکترای بیوانفورماتیک دانشگاه تهران- راضیه طبائیان – دانش آموخته رتبه اول رشته روانشناسی - دانشجوی دکترای دانشگاه اصفهان- فرشید امیری – نفر برتر جشنواره شیخ بهایی و جشنواره جوان خوارزمی- سیدپیمان شریعت پناهی – دارنده طلای ملی و نقره المپیاد جهانی فیزیک، دانشجوی دکترای فیزیک دانشگاه صنعتی شریف- سماء گلیایی – دارنده طلای ملی و برنز المپیاد جهانی کامپیوتر، دانشجوی دکترای مهندسی کامپیوتر دانشگاه تربیت مدرس- سیداحسان آذرم سا - دارنده طلای ملی و برنز المپیاد جهانی ریاضی، دانشجوی رشته مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف- زهرا محمودی - دانشجوی نمونه کشوری در سال 87 رشته هنر نقاشی، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تربیت مدرس- محمود وحید نیا - دانشجوی ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به بیان دیدگاههای خود پرداختند. نکات مهمی که نخبگان جوان در دیدار با رهبر انقلاب اسلامی مطرح کردند به این شرح است: برگرفته از خبر گزاری مهر |
پنجشنبه 23 مهر 1388
|
|
||
|
در اینجا رابطه میان صهیونیسم و یهودیت و ارتباط آن با شکل گیری و دوام شیطانیسم را بررسی کنیم.بسیاری معتقدند، متون دینی یهود، مهمترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی بوده است. 1. متوناز منظر متون یهودی و نقش آنها در شکل گیری شیطان پرستی، چند نکته زیر قابا توجه است: _ بر اساس آموزه های یهودی و عبرانی، شیطان نه یک موجود بد، بلکه فرشته ای برای آزمایش انسانها است. _ در مکاشفات نیز به عدد 666- عدد مقدس شیطان پرستان- اشاره هایی شده است و آن عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود. _ خواه ناخواه،متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد می شوند و نگاه خاص یهودیت به شیطان، تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است. تصوف یهودی (کابالا)کابالا یا قابالا یا همان تصوف یهودی، آیینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد.طبق نظر کارشناسان ملل و نحل، این فرقه تحت تاثیر عذفان و تصوف اسلامی و بر اثر همنشینی با مسلمانان آندلس با برخی یهودیان تشکیل شده است. کابالا بخش رمز آلود و بسیار سری دین یهود در 500 سال اخیر به شمار می آید و عمده تحولات جهان از سوی کابالیست ها دنبال می شود. کریستف کلمب و همکارانش همگی کابالیست بودند و از فنون جادوگری کابالایی و منجمان آن برای پیدا کردن قاره امریکا بهره بردند.کابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسما آن را مقدس می دانند و این عمده ترین نقطه اشتراک شیطان پرستی در گذشته و حال است. هم اکنون اصطلاح کابالا، وصف کننده تمرین آیین و دانش محرمانه یهود است.مهمترین منابع و کتاب های کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آیین کابالا درآمدند، شامل مجموعه کتاب های عبری((بهیر))به معنای کتاب روشنایی- و ((هیچالوت))- به معنای کاخ ها- می شوند که به قرن اول میلادی باز می گردند و نهایتا در قرن 13 میلادی کتاب((زوهار))نوشته شد که تفکر و شکل کنونی آیین کابالا را تشکیل داد. نویسنده کتاب های زرسالان یهودی و پارسی درباره فرقه کابالا می نویسد:کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی((کباله))عبری است به معنی قدیمی و کهن. این واژه به شکل((قباله)برای ما آشناست.پیروان آیین کابالا یا کابالیست ها این مکتب را((دانش سری و پنهان))خاخام های یهودی می خوانند و برای ان پیشینه ای کهن قائلند.برای نمونه، مادام بلاواتسکی، رهبر فرقه تئوسوفی مدعی است که کابالا(قباله)در اصل کتابی است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران،آدم،نوح،ابراهیم و موسی نازل شد و حاوی دانش پیام قوم بنی اسرائیل بود.به ادعای بلاواتسکی نه تنها پیامبران، بلکه همه شخصیت های مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون، ارسطو، اسکندر و... دانش خود را از این کتاب گرفته اند.مادام بلاواتسکی برخی از متفکران غربی چون بیکن و نیوتون را پیروان آیین کابالا می داند. نویسنده کتب زرسالاران یهودی و پارسی در رداین ادعا می گوید؛((این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه تصوف یهودی به عنوان یک مکتب مستقل فکری پیشینه جدی نمی تواند یافت))و در ادامه می افزاید دیرینه مکتب کابالا را به اوایل سده سیزدهم میلادی محدود کرده و ماقبل آن را گرته برداری یهودیان از مکتب فیلو اسکندرانی در فرهنگ هلنی و و فلسفه یونانی و کپی برداری از آموزه های عرفانی مکتب اسلام می داند. وی در قسمت دوم مقاله خود می نویسد؛ ((سرآغاز طریقت کابالا به اوایل سده سیزدهم میلادی و به اسحاق کور (1160,1235 میلادی) می رسد.او در بندر ناربون - جنوب فرانسه- می زیستو برخی نظریات عرفانی بیان می کرد.)) وی در جایی از قسمت اول مقاله خود در گذشته کابالا می نویسد؛ ((مشارکت یهودیان در نحله های فکری رازآمیز و عرفانی به فیلواسکندرانی در اوایل سده اول میلادی می رسد.)) سپس می افزاید؛ ((در دوران اسلامی نیز چنین است، نحله های فکری گسترده رازآمیز که در فضای فرهنگ اسلامی پدید آمد، بر یهودیان نیز ثاثیرگذاشت و برخی متفکران یهودی آشنا به مباحث عرفانی پدید آمدکه مهمترین آنان ابویوسف یعقوب اسحاق القرقسانی- سده چهارم هجری/ دهم میلادی- است.))نوینده فوق درباره تاثیرات فرهنگ اسلامی بر تصوف یهودی می نویسد؛ ((بسیاری از مفاهیم کابالا شکل عبری مفاهیم رایج در فلسفه و عرفان اسلامی است.در واقع اندیشه پردازان مکتب کابالا در فضای فرهنگ اسلامی و اشنایی به زبان عربی به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامی دست زدند وبه تاویل های خودبه آن روح و صبعه یهودی دادند.این کاری است که یهودیان در شاخه های متنوع علوم و دانش انجام دادند.برای نمونه باید به مفاهیم هوخمه(حکمت)، کدش(قدس)، نفش(نفس)، نفش مدبرت(نفس مدبره)، نفش سیخلت(نفس عاقله)، نفش حی(نفس حیات بخش)، روح و... در کابالا اشاره کرد. مکتب کابالا نیز به دو بخش حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می شود.در تصوف کابالا بحث های مفصلی درباره خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامی است بویژه در تاکید فراوان آن بر مفهوم نور و مراحل تجلی آن.)) این استاد تاریخ در انتهای بحث خود می افزاید؛ ((آنچه از زاویه تحلیل سیاسی حائز اهمیت است،((شیطان شناسی)) و ((پیام مسیحایی)) این مکتب است و دقیقا این مفاهیم است که کابالا را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی، معبا دار می کند.)) مناسک جنسی در فرفه کابالامساله دیگر در فرقه کابالا، مناسک جنسی این فرقه است که از نیمه سده هیجدهم و برآموزه های فردی به بام یعقوب بن یهودا لیب ظهور کرد که با نام یاکوب فرانک شهرت دارد. یاکوب فرانک شاخه((فرانکیست))فرقه کابالا را بر بنیاد میراث شاخه های متعلق به((شبتای زوی)) و ((ناتان غزه ای)) بنا نهاد.وی که به یک خانواده ثروتمند تاجر و پیمانکار یهودی ساکن اکراین تعلق داشت و همسرش نیز از یک خانواده ثروتمند بود ودر جوانب به طریقت کابالا جذب شد.فرانک کتاب ظُهَر کتابی که موسی بن شم تالئونی در سالهای 1280 ، 1286 میلادی نوشت و با تدویناین کتاب، تصوف آمیز کابالا ب صورت یک نظام فکری و عملی سازمان یافته و منسجم درآمد.در دسامبر 1755 وی از سوی سران فرقه دونمه برای تصدی ریاست این فرقه در لهستان همراه دو خاخام راهی زادگاه خود شد.فرانک در راس فرقه شابتای در پودولیا قرار گرفت، ولی کمی بعد در ژانویه 1756 کارش به رسوایی کشید. زمانی که فرانک و پیروانش درخانه ای دربسته مشغول اجرای مناسک جنسی فرقه شابتای بودند، به علت بازشدن تصافی پنجره ها، مردم مطلع شدند و.... یکی ازمواردی که توانسته کابالا به شیطان پرستی راه یابد، نماد پنتاگرام یاستاره 5 پر است . این نماد مانند ابزاری برای جادوگران کابالالیست مورد استفاده قرار می گرفته است . گفتنی است ، بخش عمده ای ازبازیگران و خوانندگان فحشاء در جهان همچون مدونا کابالالیست هستند. مدونا درسال 2005به طور رسمی عضویتش را در گروه های کابالا اعلام کرد و نام یهودی ((استر)) رابرخود نهاد. نقطه دیگر اشتراک کابالا باشیطان پرستی ، دیدگاه جنسی این دو فرقه است به این معن اکه در هر دو نحله فاسد، لذت جنسی دراولویت قرار دارد. بنیانگذاران کابالا همان افرادی هستند که نهضتی را باعنوان((پرستش زنان))تشکیل دادند که می توان به صراحت آن رایک جریان شهوت محور خطاب کرد. این گروه ،جریانی راپی گرفت تارابطه جنسی نه مانن دیک عمل برای تداوم نسل، بلکه درجهت هدف انسانی درزندگی به آن نگاه شود. برخی از کارشناسان براین باورندکه کابالیست ها ، ذائقه جنسی مردان و زنان را درسراسر عالم دستخوش تغییر و تحول کرده اند و به سمت توحش برده اند ، مانند تغییر جنسیت مایکل جکسون و..... اگرچه آوردن دیگر توضیحات مناسب این نوشتار نیست، ولی یادآوری این نکته ضروری است که یهودیان و صهیونیست ها به شدت ازسخن راندن درباره کابالا پرهیزدارند وامروز تنها یک کتاب فارسی در این خصوص موجود است و در صفحات مقالات اینترنتی نیز تا دو سال قبل ازکابالا شدن مدونا خبری در دسترس عموم قرار نداشت . |
||
در بررسی نمادهای متعلق به شیطان پرستی، خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح دیده می شود. در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر روی دست بندها، پیراهن ، ادکلن، ساعت و... درخ شده و به ایران اسلامی نیز راه یافته است، مورد بررسی و معرفی قرار می گیرد: نماد ستاره 5 پر در داخل یک دایره ای در داخل آن ستاره 5 ضلعی می ماند که اگر دایره را حذف کنیم، همان ستاره 5 پر یا پنتاگرام است. گفتنی است برخی از شیطان گرایان، محدوده جغرافیایی تحت سلطه این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطان گرایی را در نقشه ای توصیف می کنند.(محدوده ای در ایسلند و اروپا)که ان هم مشابه ستاره 5 ضلعی است. در میان پنتاگراهای قبلی، تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی و به این معباست که مسیحیان معتقدند، مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به این که مسیحیان بز را نماد شیطان و در برابر بره می دانند.شیطان پرستان این آرم را انتخاب کرده اند. 666: سمبلی است که با عنوان شماره تلفن شیطان از سوی گروه های هوی متال وارد ایران شده؛ اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان پرستان تلقی می شود از سالهای پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف روی دیوار شهرهای بزرگ مشاهده می شود. صلیب وارونه: این نماد حکایت از وارونه شدن مسیحیت دارد و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است.صلیب وارونه در گردنبندهای بسیاری دیده شده و خوانندگان راک، انواع مختلف انرا به همراه خود دارند. نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید: چرخ خورشید نمادی باستانی است که در برخی فرهنگ های دینی همچون کتیبه های برجای مانده از بودایی ها و مقبره های سلتی و یونانی دیده شده است. گفتنی است، این علامت سالها بعد توسط هیتلر به کار رفت، اما برخی با سخره گرفتن مسیحیت، این سمبل را وارد شیطان پرستی کردند. چشمی در حال نگاه به همه جا: چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار می رود.اما برخی شیطان پرستان اعتقاد دارند چشم بالای هرم، چشم شیطان است و برهمه جا نظارت و اشراف دارد. این علامت در پیشگویی، جادو کردن، نفرین گری، و کنترل های مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار می گیرد.در ضمناین نماد روی دلارهای امریکایی نیز به کار رفته است. نمادها(ankh):این نماد به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می شود.امروزه نماد فمنیسم در واقع برداشت شده از سمبل شیطانی است. پرچم رژیم صهیونیستی:رژیو صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان، حتی از قرار گرفتن نماد نامشروعش در کانون علائم شیطان گرایان نیز پرهیز ندارد. ضد عدالت:با توجه ب این که تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است، شیطان پرستان تبر رو به پایین را نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک، انتخاب کرده اند.همچنین گفتنی است که فمنیست ها از 2 تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده می کردند. سر بز:بز شاخدار، بز مندس(همان بعل خدای باروی مصر باستان)، خدای جادو(بز طلعیه یا قربانی) این یکی از راه های شیطان پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می شود که مسیح، مانند بره ای برای گناهان بشر کشته شد. هرج ومرج:این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که((هر چه تخریب کننده ای است، تو انجام بده))این نماد عمدتا مورد استفاده گروه های هِوی متال است. چشم شیطان:این نماد به معنای نظارت و اقتدار است و کمتر شناخته شده است. موسیقی و شیطان پرستی شیطان پرستان با استفاده از موسیقی توانستند به نفوذ خود در اقصا نقاط جهان بیفزایند.بیشترین اقدامات در فضای تاسیس و فعالیت متالیکا دنبال شده است. آشنایی با متالیکا در سال 1981 یک نوازنده درام به نام لارس الریچ با انتشار آگهی فراخوان تشکیل گروه هِوی متال را اعلام کرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد. فعالیت این گروه مانند دیگر گروه های هِوی متال به صورت غیر قانونی و زیر زمینی در ظاهر و باطن با حمایت سازمان جاسوسی ایالات متحده امریکابا شعارهای اجتماعی و اعتراضی ادامه و گسترش یافت.این گروه چند سال بعد پیشنهادهای black metal را نیز عرضه کرد و ضمن ارائه آثار مختلف، زمینه را برای شکل گیری گروه های بعدی فراهم آورد. ارزشهای القایی متالیکا متالیکا در حقیقت ضد ارزش هایی را ارائه می کند که شامل بازگشت به تاریکی(محور اصلی تفکرات شیطان پرستان)، بی رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، حجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن است. خوانندگان این گروه روی صفحه و کلیپهای خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار می زنند و از کثسف ترین گروه های موسیقی جهان به شمار می آیند. متالیکا از همجنس بازی دفاع می کند و آلبومی را در سالروز مرگ کوئین، همجنس باز بنتم امریکایی منتشر کرد. برخی آمارها حکایت از این امر دارد که تاکنون بیش از 10میلیون و 200 هزار کپی از البوم های این گروه موسیقی شیطانی به فروش رسیده است. دلایل استفاده از موسیقی الف.جاذبه های مجازی و حاشیه ای موسیقی متالیکا مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران ب.ارزان بودن و قابلیت دسترسی موسیقی با توجه به ارتقای تجهیزات فنی تکثیر و توضیع. ج.کاهش سطح حساسیت یا حساسیت زدایی از طریق به نفوذ به خانواده ها، شرکت ها، اتومبیل های شخصی، رایانه های شخصی و در نهایت گوشی های تلفن همراه . |
||
|
نوع جدید شیطان پرستی در یک بازه زمانی 10 ساله با چند وقفه به ایران وارد شده است. نحوه ورود چند گروه عامل و حامل شیطان پرستی به ایران بوده اند که به آنها اشاره خواهد شد، اما به طور کلی چند اقدام نقش بسزایی را در ورود جریان یاد شده ایفا کرده است: _ مهمترین زمینه شیطان پرستی به ایران، میل جوانان به استفاده از موسیقی متالیکا و ساز گیتار بوده است.طی 10 سال گذشته، موسیقی متالیکا به صورت زیر زمینی و غیر مجاز وارد کشور شده ودر چها چوب آن، مفاهیم نحله انحرافی شیطان پرستی در اختیار جوانان قرار گرفته است. _ اقدام تامل بر انگیز و بسیار ناشیانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دوره مهاجرانی در صدور مجوز برای گروه ها، آلبوم ها و کتاب های اشعار موسیقی متالیکا نبز نقش اساسی را در جلب توجه عموم مخاطبان جوان به نحله انحرافی فراهم آورد. گفتنی است هِوی متال، متال تاریک، گوتیک متال یا متال گوتیک چند سبک از موسیقی شیطانی متالیکا بود که به یمن غفلت اعجاب انگیز مسوولان فرهنگ کشور، وارد ایران شد. حاملان شیطان گرایی آورندگان شیطان پرستی به ایران شامل افراد و گروه های زیر هستند: _ تحصیلکردگان و سرخوردگان اجتماعی در خارج کشور که عمدتا دچار خسارت و شکست های سنگین مادی معنوی شده اند. _ فرزندان منافقین فراری، سلطنت طلب ها، مفسدان اقتصادی زژیم پهلوی که قبل و بع از انقلاب موفق به فرار از کشور و محاکمه انقلابی شده اند. _ افرادی از خانواده های بسیار ثروتمند ساکن و مقیم داخل کشور که عمدتا روابط خانوادگی و... با خارج نیز دارند. _ جاسوسان فرهنگی سازمان های اطلاعاتی وامنیتی امریکا و رژیم صهیونیستی که باهدف استحاله فرهنگی وارد کشور شدند. _ فعالان حوزه هنر و موسیقی که با کشورهای دیگر به ویژه آمریکا، انگلیس، کاناداواسترالیا در ارتباط بوده وبنابردلایلی حرفه ای و شغلی، مسافرت های متعددی به این کشورها داشتند. اما نکته اساسی و قابل ملاحظه این است که حداقل 90 درصد افراد شاخص واردکننده شیطان پرستی به ایران ، تحصیلات دانشگاهی وخانواده سالم نداشتند. شیوه تبلیغ انشار سی دی، کاست و پوستر مربوط به خوانندگان متالیکا _ گسترش سایتها و وبلاگ های مربوط به شیطان پرستی _ تبلیغ و اطلاع رسانی از طریق پارتی های شبانه و گفتوگوهای دوستانه به ویژه در مناطق مرفه و شهرهای تهران، شیراز و... _ تبلیغ در تالارهای گفتوگوهای مجازی زمینه های جذب علاوه بر تمامی موارد اشاره شده، باید به تکرار برخی از انها پرداخت که در کشورمان دارای بازخورد مثبت بوده است. موسیقی متال :این موسیقی در ایران نیز مانند بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی به گونه ای که شرح آن رفت، وارد ایران شد و توانست پس از مدت کوتاهی به دانشگاه های بزرگ کشور هم راه یابد. افول معنویت :اگرجه در بسیاری از موارد، ایران اسلامی در جایگاه بالاتری از معنویات قرار دارد، اما تلاش قدرت های بزرگ فرا منطقه ای برای استحاله فرهنگی و از سوی دیگر ماشینی و صنعتی شدن مناسبات جاری و تاثیر پذیری مردم کشورمان از شرایط جهانی، زمینه ای برای رشد چنین جریاناتی را فراهم کرده است.روند رو به رشد استفاده از شبکه های ماهواره ای نیز عامل تعیین کننده ای در جذب و گرایش جوانان یافتن به این گروه هاست. سرمایه گذاری: در بخش های قبل اشاره کردیم که سازمانهای جاسوسی کشورهای غربی، تلاش سازمان یافته ای را برای استحاله فرهنگ جمهوری اسلامی ایران تدارک دیده اند و می کوشند تا جوانان کشور عزیزمان را ((تهی سازی فرهنگی)) کنند.دشمن در این راه مبلغ هنگفتی اختصاص داده است که طبق گزارش برخی از رسانه های مستقل، در سال های گذشته دولت امریکا 8 میلیون دلار به فعالیت تبلیغات گروه های شیطان پرست اختصاص یافته است. اینترنت :رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله می توان به فعالیت شیطان گرایان اشاره کرد.عمده فعالیت این افراد در قالب وبلاگ نویسی صورت می پذیرد. این گونه وبلاگ ها، همزمان با اعلام موجودیت جنبش شیطان گرایان ایران فعالیت خود را آغاز کرده و اضهار می کنند که از سوی فردی با نام اهریمن در ایران هدایت می شوند. روند ارتباط گیری و فعالیت وبلاگ های یاد شده به این صورت است که افراد پس از تکمیل فرم ثبت نام، یک ایمیل در صندوق پست الکترونیک خود با موضوع خوشامد گویی دریافت می کند و پس از برقراری ارتباط با ایشان و در صورت جلب اعتماد، به برخی از مهمانی های شبانه یا پارک ها برای آشنایی دعوت می شوند. این وبلاگ ها عمدتا فعالیت خود را در چندین محور انتشار عکسهای شیطان گرایان جهان، انتشار نامه شبیه به نامه های مسیحیان شیطان پرست خطاب به خداوند متعال که بار سیاسی نیز دارد، دنبال می نماید. وضعیت فعلی شیطان پرستی در ایران وضعیت فعلی این گروه ها در ایران را در محورهای زیر می توان تبیین کرد: . تحرک در اینترنتوبلاگ نویسی، گفتوگو در محیط یاهو 360 درجه، سایت کلوپ دات کام، دریافت خبر نامه ها و...از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان ایرانی است که تاکنون نیز ادامه دارد. . ترویج نمادهامغازه ها و اصناف فروشنده زیورآلات نقره ای، فروشنده های پوشاک جوان و بانوان بویژه در شهر تهران، وظیفه عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند.در پاره ای موارد فروشندگان و مدیران حتّی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند.همچنین گفتنی است برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ و متالیکا در تهران و شهرستان ها پی در پی و از طرق مختلف، این نمادها را حمل و معرفی کرده و بصورت مستقیم و غیر مستقیم آنها را ترویج می کنند. سایتها و وبلاگهای فارسی زبان نیز نقش مهمی را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا می کند. . ترویج متالیکاگروه های موسیقی متالیکا به عنوان شاخصی از فعالیت رو به گسترش گروه های شیطان پرست، قابل اشاره اند. . پارتی های شبانهپارتی های شبانه،جشن های فارغ التحصیلی و مهمانی های خاص دوستانه همواره به عنوان کانون فعالیت شیطان پرستان مطرح هستند.در این گونه مراسم، هر بار گروه های جوانان با انواع و اقسام روش ها با اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا یا جذب آنها می شوند. همکاری با سلطنت طلب ها اوایل سال گذشته میلادی،خبری در وبلاگ های وابسته به شیطان پرستان ایران منتشر شدکه اهریمن، سرکرده آنان پیوستن گروهش را به انجمن پادشاهی ایران اعلام می کرد. گفتنی است، انجمن پادشاهی ایران یک گروه چند نفره از سلطنت طلبان و سیلی خوردگان انقلابی است که عمده نقش آنها را (( فرود فولادوند)) مجری هتاک و ضد دین شبکه های فارسی زبان ماهواره های ضد انقلاب به عهده دارد. وی بارها و بارها در شبکه های ماهواره ای ارکان دین مبین اسلام را زیر سوال برده ولب به فحاشی علیه مقدسات گشوده است. جمع بندی _ رواج فرهنگ ضدیت با ارزشهای انسانی _ رواج ضدیت با دین _ جعل تاریخ قیام پیامبران و نقش شیطان در انحرافات _ ترویج فحشا و بی بند باری و ترویج اعتیاد _ ترویج فرهنگ لاابالی گری _ انشار آموزه های تاریخی بی اعتبار _ حساسیت زدایی از فحاشی و هتک حرمت به نظام اسلامی _ سیاه نمایی و ترویج صهیونیست به طور گسترده _ افزایش جرایم باندی با تشکر از : وب لاگ حامیان افتاب |
پنجشنبه 23 مهر 1388
سالهای پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی، اجتماعی و جنبه های متعدد روابط انسانی توصیف کرد.پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی، چند کنش مهم فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها،رویکردهای متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خداست که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فکری را فراهم آورد.
قرنها بعد یعنی در سالهای آغازین قرن بیستم برخی عناصر فاسدالاخلاق با اتکا به گرایشها و نظریات توراتی و پروتستانی به طور مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژیگی هایی همچون گناه گرایی، قتل، تجاوزات جنسی،نابود کردن اصول اخلاقی، بی توجهی به مسائل توحیدی و... پایه گذاری کردند.
اگرچه فطرت خدا جوی انسانی عاملی بازدارنده درتمایل یافتن تعداد زیادی از افراد به این جریان شده ولی استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع،انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن، تهی شدن انسان غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض، موجبات گرایشات افراد اندکیرا به این گروه ها فراهم آورد.
نکته حائز اهمیت ان است که با وجود عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی، آموزه ها تعالیم گمراه کننده ای توسط ایشان و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته، منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره کانون های فساد و فحشا شناخته می شوند.
سال 1960 را می توان به طور جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در امریکا دانست، یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی به طور رسمی در کشور امریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است.نکته قابل توجه، نقش جدی یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی امریکا در شکا گیری جریان یاد شده است.
شیطان
پرستی دینیاینکه اساسا آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند، محل سوال جدی است، اما با توجه به اینکه در بیشتر کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است، از عنوان((شیطان پرستی دینی))عینا استفاده می شود.
مبنای بنیادین این نوع گرایش به شیطانیسم، پرستش یک نیروی ماوراءالطبیعه اساطیری یا چند خدایی است و بیشتر پیروان آن به((خدایان))روم باستان،الهه های شرقی و...گرایش دارند.اما رکن اصلی این نوع شیطان پرستی نیز مانند دیگر انواع آن،تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است.
شیطان
پرستی فلسفیاین نوع گرایش عبارت است از این که محور و مرکز عالم، انسان است.این شاخه از شیطان پرستی به پایه گذار این فرقه به نام آنتوان لاوی نسبت داده می شود.
این نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوع دیگر یعنی گوتیک از مبنای اعتقاد یهودیت نشات گرفته است.نام کامل بنیانگذار این فرقه آنتوان شزاندر لاوی است.وی در 11 آوریل 1930 میلادی در شکاگوی امریکا متولد شد وتا زمان مرگش در انجا ساکن بود.وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار داشت ودر 17 سالگی ضمن فرار از تحصیل، به عنوان دلقک به سیرک پیوست. لاوی در سال 1950 میلادی در دایره جنایی پلیس امریکا به عنوان عکاس مشغول به کار شد که تاثیر زیادی از کارش گرفت.
آنتوان در سال 1950 با کارل لنسینگ ازدواج کرد اما بنا به دلایلی از جمله التزام نداشتن به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شفتگی به زن دیگری به نام داین هگارتی از همسر اولش جدا شد و از سال1960 به بعد روابط نامشروعی را با وی آغاز کرد.لاوی صاحب فرزندی نامشروع از هگارتی شد که هرگز با وی ازدواج نکرده بود.
وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشت و طبق اطلاعات موجود در همین سال ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عباصر سازمان CAI همچون مایکل آکینو برقرار کرد.این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی امریکا در 30 آوریل 1966 در حالی که برای جمعی از اعضای حلقه های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می گفت،مدعی بنیانگذاری کلیسای شیطان شد.
لاوی کتابی را با عنوان((انجیل شیطان)) و کتاب دیگری با نام((آیین پرستش شیطانی))به چاپ رساند.روز مرگ لاوی با نام هالووین در امریکا شناخته می شود.
شیطان
پرستی گوتیکاین نوع شیطان گرایی نیز مانند 2 نوعی که در قبل اشاره شد، نوعی از شر پرستی با اشاره به تاریکی است و از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید.در موسیقی متالیکا نیز سبکی به این نام وجود دارد.
کثیف ترین اعمال مانند خوردن نوزادان، تجاوزات جنسی و... به این گروه نسبت داده می شود؛(گرچه برای تمام گروه های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می آید!)میل ودرخواست به((برگشت به تاریکی))در این شاخه بارز است.هماننداعضای گروه((آکنکار))که با لباسهای تیره به غارها و تاریکی ها برای فریاد کشیدن پناه می برند.
چهارشنبه 15 مهر 1388
کسانی که گول غرب و شرق رو می خورند چهرشون مشخصه


سبزکها به هر چیزی دست می ندازن تا سر پا بمونن
اون از جشن تولد دروغی وحالا هم به فکر مجالس عزاداری ماه محرم وصفر هستند
سه شنبه 31 شهریور 1388
هفت نکته درباره جنگ

1
ربع قرن قبل، درست در همین روزها، واقعهای در تاریخ آغاز شد كه برخی آن را نعمت و دیگرانی نقمت خواندندش؛ و بر سر هر كدام از آن دو تعبیر و معنا كه باشیم باید نام آن واقعه را دیگرگونه برگزینیم.
جنگ هشت ساله یا دفاع مقدس؟ اولی نعمتی را نشان میدهد كه هشت سال میبارید و نمیفهمیدیم؛ چنان كه ماهی در آب؛ و دومی ـ تا حدی ـ نقمتی را كه ما بناچار و فشار زمانه و زور هیولاها در آن فرو افتاده بودیم و باید میماندیم و از خود دفاع میكردیم. گامهایی نه از سر اختیار و آگاهی، بلكه پذیرش اجبار!
دفاع، حالتی سرخورده و فروخورده دارد ـ چنان موضعی پایین دست ـ آن هم برای انقلابیترین مردمان تاریخ، كه گرچه كمتر در فكر كشورگشایی بودهاند، اما هیچگاه خود را در موضع استضعاف ندیدهاند. آنچه در اواخر تابستان 59 آغاز شد و تا اوایل تابستان 67 نیز سایهاش بر سر این ملك گسترده بود، جنگ بود؛ جنگی تمام عیار و مقدس.
2
اینكه چنین سخن از جنگ رانده میشود، نه تمجید از خونریزی است و نه خونخواهی ـ بهویژه در زمانهای كه دولت دشمن دیروز، به برادری دوستداشتنی مبدل شده است ـ بلكه حرف بر سر تبارشناسی و واژهشناسی دو مفهوم جدا از یكدیگر است. كسی سر جنگطلبی ندارد و نباید نیز داشته باشد؛ ولی مگر جز این است كه جهاد جزئی از فروع دین است و در شرایطش واجب؟
جنگ ما فقط كمبود و نبود امكانات، از میان رفتن تاسیسات و شهرها، فداشدن جوانان و پیران و... و نبود؛ كه اگر چنین بود، چه تفاوتی میان آن با همه جنگهای معاصر وجود داشت؟ جنگ، چه شعارگونه و چه بدون شعار، تزریق هر روزه ارزشهای انقلاب درون جامعه ایران بود و به فرض عافیتاندیشی و مصلحتاندیشی، نمیتوانیم از كنار این واقعیت بگذریم كه اگر امروز هم آتشها زبانه كشند، چه باك از ستیز؟ مرده آن است كه پیش از رسیدن سپاه دشمن، پرچم سپید بالا برده باشد!
3
ایدهی صدور انقلاب، نه از راه توپ، كه به وسیله پیام، روح و جان تمام پدیدآورندگانش را تسخیر كرده بود ـ و انشأالله كرده است ـ جنبشی كه بنای خود را بر بنیانهای فروریخته فرهنگ شاهنشاهی نهاده بود، اما در بدو پیدایش فرصت رویش و زایش تام و تمام نداشت.
انقلاب فرصتی میخواست تا بتواند محصولات و فرآوردههای فرهنگی خود را عرضه كند و این فرصت در زیر باران بمبهای بعثیها بهوجود آمده بود. هیجان جوانان انقلابی از یك سو و ضرورتهای تغییرات جدید موجب میشد اندیشههای انقلابی در كالبد جنگ جان بگیرد و به بروز و ظهور برسد. تبلور انقلاب اسلامی را فقط نباید در جنگ جستوجو كرد، اما بهراستی كه جنگ تبلور كمالیافته انقلاب بود و هر آنچه از دل این چشمه میجوشید، در چهارچوب آنچه انقلاب میخواست قرار میگرفت؛ جریانی كه آنچنان با انقلاب تنیده شده كه شاید نتوان چندان تفاوتی میان آنها قایل شد.
4
جریان فرهنگ انقلابی همراه با موج بزرگ جنگ به اوج رسید و از درون نبردها و عملیاتها آنقدر حرف و نكته برای آفرینش هنری بهوجود میآمد كه بسیاری ناخودآگاه خود را در قافله جرگه هنرمندان و نویسندگان میدیدند.
صرفنظر از همة مناقشات سیاسی و فرهنگی، آنچه جنگ موجب ظهور و بروز آن شده بود، نسلی از جوانان پاكباخته و عاشق بود كه میخواستند هنر ناب را بیابند و از آن چشمه بنوشند، همین نقطة اشتراك، زمینهساز تولد جریانی بزرگ و فراگیر از نیروهای فكور در دامان انقلاب شد. از مهمترین وجوه ممیزة این جریان، فراتر رفتن از سطح قالبها و مقیاسهای رایج ادبی و هنری بود ـ در این اتفاق روحیة غربستیزانه فعالان جریان نیز تاثیر بسزایی داشت ـ به گونهای كه به گشایش افقهایی نو در این عرصهها منجر شد و باعث شد بسیاری به این فهم و باور برسند كه باید گونهای خاص را در این مقولهها بجویند.
5
گرچه امروز كه سالیانی از جنگ میگذرد، خطری دوشادوش نواندیشی و نوگرایی، حفظ آثار جنگ را تهدید میكند؛ آفتی با هدف ـ احتمالاً افسانهزدایی از جنگ آغاز شده و امروز تن به اندیشههای ضدجنگ میساید؛ درست مانند آنچه در سایر ممالك بر سر باقیماندة بقایای جنگ آمد. سیاهنمایی، لجن پراكنی و یأس پروری در روان بخشی از تولیدات هنری جریان یافته است و مدام بر طبل واقعنمایی میكوبند؛ حال آنكه سرانجام آنچه از دیدار آنها در ذهن مخاطب تهنشین میشود، چیزی جز فرار و اكراه از جنگ نیست.
این آفت از آن رو با اهمیت است كه زمینهساز تصویر ایجاد شده در ذهن نسل نو، در برابر حادثة عظیم ربع قرن ایران میشود؛ كه اگر درست نباشد، همه یافتهها را پنبه میكند.
6
حالا دیگر میتوان آسوده و سزاوار نوشت: آوینی گفته است، «زمان ما را با خود برده است» . لمحهای اندیشه نشان میدهد كه زمان ما را با خود برده است وگرنه ما در همین زمانه و مكان، درگیرودار جنگی هستیم كه نه از آن گریزی است و نه گزیری! از جنگ با اژدهای درون گرفته تا دجالهای برون.
انقلاب میخواست بر زر و زور و تزویر بتازد و جنگ تحمیل شد تا انقلاب نتواند؛ و جنگ ما به گفته حضرت روحالله، جنگ فقر و غناست. با چنین تعریفی، بازسازی و نوسازی هر روزة مفاهیم مرتبط با جنگ، ضرورتی انكارناپذیر است؛ چرا كه حركت در چنین میدان بزرگی نیازمند وجود عقبهای كوشا و داناست.
7
آخر هم آنكه، جنگ عرصهای بود برای نمود. حالا آنچه بر جای مانده اثبات خواستنها و توانستنهاست، با همه ضعفها و قوتها، و اگر كمی منصف باشیم ـ نه چنان مدهوش كه جز زیبایی نبینیم و نه چنان منتقد كه همه چیز را منفی ـ میتوانیم در میان آن به دنبال هستی جنگ بگردیم و تا «آن» جنگ را درنیافته باشیم، حقا كه هیچ چیزی در بساطمان نیست. حقیقتی كه نه در لابهلای اسامی خوش آب و رنگ و شعارهای پرطمطراق، بلكه در درك دوباره و ده بارهی جنگ باید آن را دید.
منبع : شریف نیوز
چهارشنبه 11 شهریور 1388
سلام
حرف اول همیشه بانام ویاد خداوند همه کارهاتون شروع کنید تا همیشه یادتون بمونه خداوند ناظر وشاهد شماست ماهم با نام ویاد خداوند شروع می کنیم
بسم رب الشهدا والصدیقین
اگر نمی توانی بلوط برفراز تپه ای باشی بوته ای در دامنه کوه باش
ولی بهترین بوته ای باش که در کنار راه میروید
اگر نمی توانی بوته باشی علف کوچکی باش
وچشم انداز کنار شاهراهی را شادمانه ترکن
اگر نمی توانی نهنگ باشی فقط ماهی کوچک باش
ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه !!!
همه که ناخدا نمیشوند ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ما کاری هست
کارهای کمی کوچک تر
وآن چه که وظیفهماست چندان دور از دسترس نیس
اگر نمی توانی شاهراه بای کوره راه باش
آگر نمی توانی خورشید باشی ستاره باش
تورا بابردن وباختنت اندازه نمی گیرند
هر آنچه که هستی بهترینش باش
الهم عجل لولیک الفرج
کسی حق نداره به اسم آزادی, آزادی رو زیر سئوال ببره وبه اسم ثروتمندی هر حکمی که دلش خواست بده 40میلیون رای مردم ایران حوصله بزرگترای جهان سرمایه داری را سربردواستقامت ما ایرانیان غیور هنوز آنهارا آزار می دهد
به امید ظهور آقا امام زمان (عج)